تبليغاتX
آشنای دلم شاهین
 

دوستت داشتم

 

دوستت دارم

 

دوستت خواهم داشت




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:50 توسط ..:: شهرزاد ::..

 

آرزوئی است مرا در دل
كه روان سوزد و جان كاهد

هر دم آن مرد هوسران را
با غم و اشك و فغان خواهد

بخدا در دل و جانم نيست
هيچ جز حسرت ديدارش

سوختم از غم و كی باشد
غم من مايه آزارش

شب در اعماق سياهی ها
مه چو در هاله راز آيد

نگران ديده به ره دارم
شايد آن گمشده باز آيد

سايه ای تا كه بدر افتد
من هراسان بدوم بر در

چون شتابان گذرد سايه
خيره گردم به در ديگر

همه شب در دل اين بستر
جانم آن گمشده را جويد

زينهمه كوشش بی حاصل
عقل سرگشته به من گويد

زن بدبخت دل افسرده
ببر از ياد دمی او را

اين خطا بود كه ره دادی
به دل آن عاشق بد خو را

آن كسی را كه تو می جوئی
كی خيال تو بسر دارد

بس كن اين ناله و زاری را
بس كن او يار دگر دارد

ليكن اين قصه كه می گويد
كی به نرمی رودم در گوش

نشود هيچ ز افسونش
آتش حسرت من خاموش

می روم تا كه عيان سازم
راز اين خواهش سوزان را

نتوانم كه برم از ياد
هرگز آن مرد هوسران را

شمع ای شمع چه می خندی؟
به شب تيره خاموشم

به خدا مردم از اين حسرت
كه چرا نيست در آغوشم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:56 توسط ..:: شهرزاد ::..

 

 

مهربانم ,ای خوب !  
یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا 
بین آدمهایی , که همه سرد و غریبند باتو  
تک و تنها به تو می اندیشد  
و کمی 
دلش از دوری تو دلگیر است... 
مهربانم ای خوب! 
یاد قلبت باشد,یک نفر هست که چشمش  
به رهت دوخته بر در مانده 
و شب و روز دعایش این است ,  
زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , به سلامت باشی 
و دلت همواره , مهو شادی و تبسم باشد... 
مهربانم ای خوب! 
یاد قلبت باشد 
یک نفر هست که دنیایش را 
همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده 
و دلش می خواهد, لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد... 
مهربانم ای خوب! 
یک نفر هست که با تو 
تک و تنها , با تو 
پر اندیشه و شعر است و شعور! 
پر احساس و خیال است و سرور! 
مهربانم !این بار , یاد قلبت باشد 
یک نفر هست که با تو 
به خداوند جهان نزدیک است 
و به یادت هر صبح , گونه سبز اقاقی ها را  
از ته قلب و دلش می بوسد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:48 توسط ..:: شهرزاد ::..

 

 

عشق يعني خاطرات بي غبار

دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

عشق يعني مهتابي از يك نگاه

غرق در گل بوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجالت ....شور عشق

گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان

تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن

از برايش قلب خود تقديم كن

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 1:14 توسط ..:: ::..